فیلتر حبابی

تئوری «فیلتر حبابی» بر این فرض بنا شده که فیس بوک و گوگل از الگوریتم هایی استفاده می‌کنند که پیشنهادها را بر اساس سابقه جستجوی خودتان، الگوی کلیک‌هایتان و نوع کامپیوتر شما و مکان شما محدود می‌کند، این شما را به یک حباب جدا افتاده از منافع فرموله شده و موضوعات کاملا شخصی می‌رساند. این اصطلاح توسط «الی پریزر» ابداع شده که یک کتاب در این زمینه نوشت و توضیح داد که این الگوریتم ها به ایده های جدید و موضوعات جدید و اطلاعات مهم بستگی دارد. منظور او این است که شما اطلاعاتی خارج از دیدگاه های سیاسی خود مشاهده نمی‌کنید، و یا حتی اطلاعات دیگری مانند به روز رسانی‌ اخبار در مورد حقوق زنان و حقوق حیوانات. به بیان دیگر میتوان از اصطلاح «اتاق پژواک» استفاده نمود.

اتاق پژواک

«اتاق پژواک» یعنی اطلاعات مربوط به ایده ها و باورهای شما، به طور مستمر در یک سیستم محصور؛ مانند ذهن شما، فیدهای خبری یا دایره اجتماعی تکرار شوند، در حالی که ورود نقطه نظرات مغایر با آن ممنوع است. این خیلی متفاوت از گذشته نیست که مثلا پدربزرگ و مادربزرگ ما فقط یک نوع روزنامه می‌خواندند. اما با گذشت زمان، مربیان و سردبیران رسانه های قدیمی متوجه اهمیت به سزا و قدرت تاثیر گذاریِ شرگرف خود بر افکار عمومی شدند و دهه ها زمان برای تقویت بنیان های اخلاق رسانه ای خود صرف کردند. اما آیا اینکه الگوریتم فیدهای خبری ما توسط شرکت های تکنولوژی محورِ تعیین شوند درست است؟ آیا باید همان بنیان های اخلاقی را رعایت کنند؟ آیا نظرات و فیدها باید محدود شوند؟ آیا به این صورت به آگاهی ما اضافه می‌شود؟ فیلترهای حبابی ممکن است در انتخابات ۲۰۱۶ تاثیر گذاشته باشند. در طول دولت اوباما نگرانی های طبقه کارگر آمریکایی در غرب آمریکا نادیده گرفته شد و پس زده شد. این منجر به تند شدن مواضع تقابل سیاسی آنها شد. لیبرال ها که طرف دیگر رقابت بودند اعتقاد داشتند که آن‌ها برتری فوق العاده ای در انتخابات داشتند. تا اینکه برگه های رای شمرده شد و سپس، همانطور که اغلب در مبارزات حساس اتفاق می افتد، بسیاری از مردم، حمله سیاسی به کاندیدایشان را تبدیل به مسئله ای شخصی نمودند، این آنها را وادار کرد به سمت حباب فیلتر خود عقب نشینی کنند که در آن فقط اطلاعات موافق با عقایدشان می توانست به آن‌ها برسد.

موتورهای اطلاع رسانی شخصی سازی شده، لزوما چیز بدی نیستند، بلکه کمک می کنند اطلاعات بسیار زیاد موجود در اینترنت را فیلتر کنیم تا فقط به آن چه که برای «ما» مهم است توجه کنیم. ما نمی‌توانیم تمام اخبار راجع به مردم سوریه، چین، کره شمالی، کره جنوبی، کیم کارداشیان و در نهایت اخبار کشور خودمان را پردازش کنیم. واقعا لازم است به طور فعال از محتوایی که قرار است ببینیم آگاهی داشته باشیم، منابع خود را را فعالانه گسترش دهیم و دانش خود را در موضوعات مورد علاقه مان فعالانه به روز کنیم. زیرا ما نسلی هستیم که فرصت داریم به راحتی ذهنمان را نسبت دیدگاه های دیگر باز کنیم. به نظر شرم آور است که در یک حباب کوچک فیلتر شده که فقط مخصوص خودمان است محصور شویم.

دیدگاه شما چیست؟