شخصی‌سازی تجربۀ آنلاین

شخصی‌سازی تجربۀ آنلاین

شما هرکجا آنلاین می‌شوید، کسی در حال تلاش برای شخصی‌سازی تجربۀ آنلاین شماست. تنظیمات شما از پیش تعیین شده است، اهداف و انگیزه‌های شما پیش‌بینی شده است. آن توستری که به‌طور خلاصه سه ماه پیش یک نظر کوتاه به آن انداختید، مدام در ستون‌های تبلیغاتی شما ظاهر می‌شود. و این خیابان یک‌طرفه نیست. در حقیقت، مکانیزم کاملاً غیرشخصی برخی از سیستم‌های شخصی‌سازی ممکن است نه‌تنها بر دید ما به جهان، بلکه بردیدمان نسبت به خودمان نیز تأثیر بگذارد.

این ماجرایی است که شرکت‌های بزرگ هر روز آن را برای ما در فضای مجازی تکرار می‌کنند. فیس‌بوک و آمازون موتورهای جستجویشان را طوری برنامه‌ریزی کرده‌اند که آن چیزی را به شما ارائه دهد که دوست دارید و به‌احتمال‌زیاد روی آن کلیک می‌کنید، چطور این کار را کرده‌اند؟ با ردیابی و داده‌کاوی اطلاعات شخصیتان یا داده‌کاوی رفتار آنلاینتان به‌صورت کلی. برای مثال اپلیکیشن “گوگل نَو” قصد دارد تمام اطلاعات موردنیاز روزمره‌تان را قبل از اینکه حتی آن را درخواست کنید، در اختیارتان قرار دهد!

فیلتر حبابی

فیلتر حبابی

شاید حساس‌ترین مرحلۀ این روند بحث “فیلتر حبابی” باشد. “الی پارسیر” فعال حوزۀ اینترنت این بحث را مطرح کرد که “شخصی‌سازی” می‌تواند نوع تجربه کاربران از اینترنت را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد. به‌جای قرار گرفتن در معرض اطلاعات جامع و چندبعدی و بی‌طرف، کاربر در معرض اطلاعاتی قرار می‌گیرد که نقطه نظرات خودش را تأیید و پشتیبانی کند. از بعد سیاسی، این فرایند برای “دموکراسی” خطرآفرین است زیرا به “جهت‌گیری” و “قطبی شدن” و تقابل بیش‌ازحد میان نقطه نظرات مختلف می‌انجامد.

تلاش‌ها برای اثبات نظریه “فیلتر حبابی” نتایج مختلفی به‌دنبال داشته است، برخی مطالعات می‌گوید شخصی‌سازی در اینترنت منتج به‌نوعی دیدگاه “خصوصی” از یک موضوع می‌شود. مطالعات دیگر نشان داده است که در “کانتکست” های مختلف، شخصی‌سازی اتفاقاً باعث می‌شود کاربران محتوای “متنوع اما مشترکی” بیابند . تحقیق پیش رو این نظریه را مطرح می‌کند که شخصی‌سازی در فضای سایبر نه‌تنها دید ما نسبت به جهان را شکل می‌دهد، بلکه حتی دید و درک ما نسبت به خودمان را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. به‌علاوه تأثیر شخصی‌سازی بر شخصیت فرد، ممکن است آن‌چنان هم “شخصی ” نباشد.

بی‌خبری کاربران از فیلتر حبابی

بی‌خبری کاربران از فیلتر حبابی

برای درک این مطلب لازم است بدانیم “شخصی‌سازی” داده در فضای سایبر چگونه انجام می‌شود. با اینکه “سیستم‌های شخصی‌ساز” اطلاعات شخصی و نوع رفتار ما در فضای سایبر را ردگیری می‌کنند، اما به‌هیچ‌وجه قرار نیست “ما” را آدم حساب کنند! به این معنی که شخصیت و هویت ما را به رسمیت بشناسند و به آن خدمت کنند. خیر! بلکه این سیستم‌ها فقط رفتار ریئل تایم(زمان‌سنجی شده) کاربر را با “دیتاست” های کلان تطبیق می‌دهند و به‌دنبال الگوهای تکرار شونده و همبستگی‌ها میان رفتارهای کاربر می‌گردند. سپس این الگوهای یافته شده را به رسته‌های هویتی که ما می‌شناسیم، مانند سن، جنسیت، زبان و … می‌خورانند. پس در واقع وقتی این سیستم‌ها به‌دنبال یافتن الگوهای تکرار شونده در “کلان داده” می‌گردند تا ما را در رسته‌های مربوطه جای دهند، این “شخصی‌سازی” درواقع “عمومی‌سازی” است و چیزی که کاملاً “مخصوص ” یک فرد باشد ارائه نمی‌دهد.

وقتی در سال ۲۰۱۱ فیلتر حبابی اولین بار توسط پرایسر مطرح شد، او گفت که بزرگ‌ترین مشکل “شخصی‌سازی” و فیلتر حبابی این است که کاربران از اتفاق افتادن آن بی‌خبر هستند. امروزه باوجود مخالفت‌ها با “ردگیری” داده، اغلب کاربران آگاه هستند که اطلاعاتشان، در ازای استفاده مجانی از یک سرویس آنلاین ردگیری می‌شود. اما آنچه بسیار مبهم مانده این است که شخصی‌سازی دقیقاً با چه جزئیات و فرایندی کی و کجا انجام می‌شود.

در مورد برنامه “گوگل نَو ” در تحقیق دراز مدتی که بر روی دختران ۱۸ تا ۱۹ ساله و با در نظر گرفتن جنبه‌های قومیتی انجام شد مشخص شد که شرکت‌کنندگان حس می‌کنند گوگل اکنون “شخصی‌سازی” را با سطح بسیار بالایی از پیچیدگی انجام می‌دهد. به‌عنوان‌مثال شرکت‌کنندگان گزارش دادند گوگل می‌دانست والدین آن‌ها چه شغلی دارند، و تبلیغاتی برای آن‌ها نمایش می‌داد که مربوط به شغل والدینشان است! یا مثلاً وقتی در یوتیوب اطلاعات دروغ در مورد سنشان دادند و آن را بیشتر از سن مدرسه رفتن گزارش دادن، گوگل کلمه “حمل‌ونقل” را برایشان با عبارت “به محل کار” مرتبط کرده بود. گوگل اکنون باور دارد که کاربر ایده آلش باید باور داشته باشد که از “کالا”ی عرضه شده توسط آن سود می‌برد و تمام کاربران گوگل در واقع کارگران گوگل هستند که به آن خدمت می‌کنند.

تا زمانی که ما ندانیم “شخصی‌سازی” دقیقاً چگونه انجام می‌شود نباید زیاد به آن اعتماد کنیم.

منبع: The Conversation

دیدگاه شما چیست؟