به نام خدا

میدانهای جدید نبرد

آینده جنگ ها

تعریف جنگ هنوز همان تعریف قدیمی است، “تقابل و تضاد اراده ها و منافع”، اما تکنولوژی و رقابت های ژئوپولیتیک در حال تغییر خصوصیات جنگ هستند.

در گذشته پیش‌بینی‌های مربوط به آیندۀ جنگ افزار بیش از حد بر تکنولوژی‌ها و دکترین‌های جدید تاکید داشتند. در قرن نوزدهم پیروزی برق آسای آلمان بر فرانسه نیروهای متخصص نظامی را بر آن داشت که جابجایی سریع نیروها توسط حمل و نقل ریلی، سلاح‌های کوتاه برد سریع و تمرکز بر حمله، باعث کوتاه شدن جنگ‌ها و تعیین سریع سرنوشت آنها می‌شود. این تئوری تا آغاز جنگ جهانی اول معتبر بود، اما پس پایان ۴ سال جنگ، اشتباه بودن آن اثبات شد.

در دهه ۱۹۳۰ این باور به طور گسترده وجود داشت که بمبارن شهرها می‌تواند شکست سریع را تحمیل کند؛ این نظریه یک دهه بعد صرفا با ظهور بمب اتم اثبات شد. در جنگ خلیج فارس آمریکا ثابت کرد که ترکیبی از تکنولوژی‌ها پیشرفته، رصد ماهواره‌ای و سلاح‌های نقطه زن می‌تواند پیروزی سریع را با کمترین هزینه تضمین کند، اما حملات ۱۱ سپتامبر باز هم مسیر جنگ‌ها را در دنیا تغییر داد.

همانطور که دیدیم هیچ یک از تئوری‌های مطرح شده تا ابد درست نیست، بنا بر این پیش‌بینی‌های مطرح شده در این مقاله نیز چنین ادعایی ندارند. همچنین پیشگوییمان را به ۲۰ سال آینده محدود می‌کنیم.

میتوان گفت در نیم قرن گذشته به دلایل مختلف از جمله سلاح‌های اتمی و تمایل کمتر جوامعِ نسبتا مرفه به خشونت، جنگ میان کشورهای مختلف با هم بسیار کاهش یافته و یا جنگ میان قدرت‌های بزرگ یا متحدانشان با یکدیگر به صفر رسیده اما از طرفی جنگ‌های داخلی به وفور مشاهده می‌شود، به خصوص در کشورهایی با حکومت‌های ضعیف یا در حال سقوط، و این جنگ‌ها اغلب طولانی مدت هستند.

تغییرات اقلیمی، افزایش جمعیت و تعصبات قومی، طولانی شدن این جنگ‌ها را تضمین می‌کنند،

این نوع جنگ‌ها به طور فزاینده‌ای در مناطق شهری اتفاق می‌افتد زیرا تا سال ۲۰۴۰ دو سوم جمعیت جهان در شهرها زندگی خواهند کرد. تعداد کلان‌شهرها با جمعیت بالای ۱۰ میلیون نفر در دو دهه گذشته ۲ برابر شده و به ۲۹ شهر در جهان رسیده است و هم اکنون هر ساله حدود ۱۸ میلیون نفر در سراسر دنیا از روستاها به شهرها مهاجرت می‌کنند. جنگ‌های سهمگین شهری مانند جنگ‌های اخیر در موصل و حلب همچنان برای نیروهای مداخله کنندۀ غربی طاقت‌فرسا و پیش‌بینی نشده باقی خواهند ماند. تکنولوژی، جنگ‌های شهری را مانند دیگر میدان‌های نبرد تغییر خواهد داد، اما جنگهای تن به تن و “خانه به خانه” به کلی منقرض نخواهند شد.

درست است که درگیری تمام عیار نظامی بین قدرت‌های بزرگ نامحتمل می نماید اما هنوز احتمال درگیری‌های خفیف‎‌تر بین آن‌ها وجود دارد. به طور خاص، چین و روسیه به نظر نمی‎رسد تسلط کامل آمریکا را در عرصه‎های مختلف جهانی، که یک حقیقت ناگذیر در دوران “پسا جنگ سرد” بود، بپذیرند؛ هر دو نظم آمریکایی حاکم بر جهان را در ‎ هر فرصت ممکن به چالش می‌کشند، و هر دو اخیرا نشان داده‌اند که برای دفاع از آنچه “منافع حَقّه”ی خود می‌دانند، حاضر به استفاده از گزینۀ نظامی هستند؛ روسیه سواحل کریمه را ضمیمۀ خاک خود کرد و به بی ثبات نمودن اوکراین ادامه می‌دهد و چین جزایر مصنوعی با کاربرد نظامی می‌سازد و در اختلافات خود با همسایگان جنوب و شرق دریای چین متوسل به زور می‌شود.

آمریکا همواره به پشتیبانی از متحدان تهدید شده و تحت فشار خود اقدام می‌کند، بنا بر این در یک دهۀ گذشته هردوی چین و روسیه با هدف مقابله با قدرت آمریکا هزینۀ فوق تصوری صرف به دست آوردن انواع متنوع تجهیزاتی نموده‌اند که در اصطلاح نظامی، “تجهیزات پدافند منطقه‌ای” نامیده می‌شوند. کاربرد چنین تجهیزاتی نه درگیری مستقیم با آمریکا، بلکه هرچه پرهزینه و دشوارتر نمودن مداخله آمریکا در مناطق مورد نظر می‌باشد. چین و آمریکا از این “وضعیت خاکستری” بین جنگ و صلح بهرۀ بسیاری می‌برند. هدف از عملیات در وضعیت خاکستری، رسیدن به نتایج حاصل از عملیات نظامی، بدون کوچترین حضور فیزیکی در قلمرو دشمنِ قدرتمند است. در چنین عملیاتی پنهانکاری و داشتن “دست بالا” در کسب اطلاعات از رقیب، نقشی اساسی دارند. وضعیت خاکستری عموما وامدار “عملیات ترکیبی” است؛ عبارتی که حدود ۱۰ سال پیش ابداع شد. تعاریف مختلفی از این عبارت وجود دارد اما وجه مشترک تمام آن‌ها استفاده ترکیبی از تمام ابزار نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک، اطلاعاتی-امنیتی و حتی تبهکارانه برای رسیدن به اهداف سیاسی است.

 

دلیل اصلیِ عدم رویارویی مستقیم نظامیِ قدرت‌های بزرگ، هنوز سلاح های اتمی هستند، اما این بدین معنی نیست که “تعادل وحشت” که از دوران جنگ سرد تثبیت شده، تا ابد به حیات خود ادامه خواهد داد. روسیه، آمریکا و چین، هر سه مدام در حال به روزرسانی سلاح‌های اتمی خود هستند و در نتیجه ممکن است سلاح‌های اتمی تا پایان قرن حاضر موجود باشند. پوتین و ترامپ هر دو از رجزخوانیِ هسته‌ای لذت می‌برند. توافق‌نامه‌های هسته‌ای که در حال حاضر وجود دارند در حال کم‌رنگ شدن هستند. پروتوکول‌ها و تفاهماتی که مانع از رویداد یک جنگ ویرانگر آخرالزمانی شده‌اند، مربوط به سال‌های جنگ سرد هستند و نیاز به تجدید شدن دارند.

روسیه و چین نگران این هستند که آمریکا با توسل به تکنولوژی فوق پیشرفته، بدون اینکه حمله اتمی به آنها انجام دهد، سلاح‌های اتمیشان را از کار بیاندازد.

آمریکا یک دهه است در حال کار بر روی طرحی به نام “واکنش سریع جهانی با سلاح های متعارف است، اما در این طرح هم همچنان این “تسلیحات نظامی” هستند که نقش اصلی را دارند. ایده ابتدایی این طرح این است که بتوان “سلاح‌های متعارف” یا “غیر اتمی” را با دقتی بسیار بالا و با سرعتی چند برابر سرعت صوت (فعلا ۵ برابر قابل دسترسی است) از سخت‌ترین سپرهای دفاع هوایی عبور داد و به هدف رساند.

ماموریت‌هایی که ممکن است در “واکنش سریع سلاح‌های متعارف” نیاز به انجام آن‌ها باشد عبارتند از، هدف قرار دادن اتاق‌های کنترل پدافند زمینی دشمن، مقابله با سلاح‌های ضد ماهواره، حمله به تاسیسات اتمی کشورهای متخاصم مانند کره شمالی و کشتن تروریست‌های سازمان یافته. روسیه و چین نگران طرح جدید آمریکا هستند و در عین حال خود در حال ساخت سلاح‌های مشابه هستند.

از جمله مواردی که تعادل کنونی تسلیحات اتمی در جهان را تهدید می‌کنند، سلاح‌های سایبری و ضد ماهواره هستند که احتمالا خواهند توانست اتاق‌های کنترل تسلیحات اتمی دشمن را از کار بیاندازند. نکته حائز اهمیت این است که میتوان با تمهیدات خاصی، هویت و منشا عامل حمله را مخفی نگه داشت، که این مسئله پاسخگویی را با دشواری بسیاری روبرو خواهد ساخت.

ظهور ربات های قاتل

جهان با سایه وحشت سلاح های اتمی آشنایی دارد. اما تاثیر هوش مصنوعی و ماشین لرنینگ بر چگونگی وقوع جنگ‌ها و درک انسان‌ها از مقوله جنگ با ابهامات بسیاری روبروست. در حال حاضر بزرگترین نگرانی این است که ربات‌های جنگی به درجه‌ای از هوشمندی برسند که بتوانند بدون دخالت انسان و به طور خودکار عمل کنند. یک کارزار فرهنگی بر ضد ربات‌های جنگی، حتی قبل از به کار گیری انبوه آن‌ها در حال شکل‌گیری در سطح جهانی است. در سال ۲۰۱۵ نامه‌ای به امضای هزار تن از متخصصان هوش مصنوعی از جمله “استفن هاوکینگ” و “الون ماسک”  رسید که در مورد مسابقه تسلیحاتی در زمینۀ “ربات‌های سرباز” هشدار می‌داد.

چنین ممنوعیتی ممکن است هرگز تصویب نشود اما می‌توان تلاش نمود تا افکار عمومی با محدودسازی ماشین‌ها جنگی همراه شوند. به عنوان مثال می‌توان قوانینی مبنی بر نظارت مداوم یک عامل انسانی بر ماشین و اعطای مسئولیت تصمیمات حساس به عامل انسانی تصویب نمود. اما کشورهای بسیاری وجود دارند که ممکن است در صورت کسب برتری نظامی از طریق به کارگیری ماشین‌های جنگیِ تمام اتوماتیک، در مورد وجود عامل انسانی در زنجیره کنترل تسلیحات چندان سختگیر نباشند.

پنتاگون در سال ۲۰۱۴ شروع به “اجرای طرح شاخۀ سوم” نموده است. هدف  از “طرح شاخۀ سوم” حفظ برتری نظامی از طریق به کارگیری ربات‌ها و  ادوات نظامی خودکار و کلان داده، در زمان کمتر و با بهره وری بیشتر نسبت به دشمنان بالقوه می باشد، اما حتی پر شور ترین طرفداران این ایده نیز بر این باورند که غرب هرگز دوباره برتری گذشتۀ تکنولوژیک خود را در زمینه نظامی به دست نخواهد آورد.

“رابرت وُرک”، قائم مقام وزارت دفاع آمریکا و منتقد طرح “شاخۀ سوم”، معتقد است “مولفۀ موثر در برتری غرب، نیروهای پرورش یافته در فرهنگ دموکراتیک غرب هستند.”

مایه مسرت خاطر است که فکرکنیم عامل انسانی که همواره در گذشته سرنوشت ساز بوده باز هم قابل اتکاست، اما حتی این نظریه نیز چندان قابل اطمینان نیست.

 

 

 

دیدگاه شما چیست؟