موبایل چقدر تا به‎حال حواس شما را از یک وظیفه که باید روی آن تمرکز کنید پرت کرده؟ جیمز ویلیامز، در یک کتاب بسیار مهم که به آن اشاره خواهد شد، معتقد است ما در حال از دست دادن قدرت تمرکز خود هستیم.

فقط تصور کنید که یک دستگاه GPS جدید برای ماشین خود خریداری کرده‌اید. اولین بار که از آن استفاده می‌کنید، در حد انتظار خوب است. با این حال در سفر دوم، شما را چند بلوک به آدرس اشتباه می‌برد. در سفر سوم، هنگامی که مایل‌ها شما را از مقصد دور کرده شوکه می‌شوید و دفعه بعد به یک شهر دیگر می‌برتتان!! نا امید می‌شوید.

ما شاید چنین دستگاهی را سریع دور بیاندازیم اما در مورد تکنولوژی هایی که قدرت تغییر حال و هوای زندگیمان را دارند تحمل بیشتری داریم.

برای یک لحظه تمام اهداف و آرزوها و برنامه‌های آیندۀ خود را در نظر بیاورید. این  اهداف واقعی، اهدافی هستند که در لحظه مرگ، انسان حسرت می‌خورد که چرا انجامشان نداده است.

ماشین‌ها به اهداف ما خدمت می‌کنند؟

خانمی به نام “برانی وِر ” تحقیقی انجام داد که مشهور شد: او در بیمارستان با افرادی که بدون شک به زودی می‌مردند مصاحبه کرد و متوجه شد اکثرا در مورد برخی آرزوهایی که داشتند و به آن عمل نکرده بودند پشیمان بودند. حقیقت بسیار مهمی که در این مطلب میخواهیم بگوییم این است: نباید اجازه بدهیم تکنولوژی نقشی در آن پشیمانی نهایی داشته باشد بلکه باید از تکنولوژی در راه رسیدن به اهدافمان استفاده کنیم.

اما شاید بدانید که شرکت های بزرگ تکنولوژی اهمیت چندانی برای اهداف شما قائل نیستند، آنها اهداف خودشان را دارند و آن اهداف را با استفاده از شما تامین می‌کنند؛ استفاده هرچه بیشتر از محصولاتشان!

اما آیا کسی هست که صبح از خواب بلند شود و با خود بگوید: خب امروز چطور می‌توانم هرچه بیشتر وقتم را در شبکه‌های اجتماعی باشم؟ اگر کسی هست لطفا با من تماس بگیرد تا با او مصاحبه کنم و بدانم چرا؟!

این مسئله‌ای است که (در غرب) هیچ کس هرگز به اندازۀ کافی در مورد آن صحبت نمی‌کند؛غول‌های تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات از اعتماد ما به خود سو استفاده می‌کنند. ما فکرمی‌کنیم آنها طرف ما هستند و خیر ما را می‌خواهند و دوست دارند به ما کمک کنند تا آن انسان‌هایی بشویم که خودمان می‌خواهیم، اما در واقع دارند کاری می‌کنند ما انسان‌هاییبشویم که آن‌ها می‌خواهند تا بتوانند بیشترین زمان را از زندگی ما به خود اختصاص دهند و نکته بی نهایت مهم این است که؛ برای این کار راحت‌ترین راه را انتخاب می‌کنند؛ یعنی به پَست‌ترین بخش‌های وجود انسان چنگ می‌زنند تا ما را از تعالی بشری و سطوح بالای انسانی هرچه دورتر و پایین‌تر ببرند و برای این کار از بهترین، بزرگ‌ترین و قدرتمندترین کامپیوترها استفاده می‌کنند.

حدود یک دهه است که تکنولوژی اپ‌های ارتباطی تحت وب در حال آموزش دادن به ناخودآگاه انسان‌ها و وابسته کردن هرچه بیشتر آن‌ها به خودشان هستند به طوری که بیش از نیمی از انسان‌ها بدون اپها نمی‌توانند زندگی کنند و اولین و آخرین چیزی که در طول زمان بیداری از آن استفاده می‌کنند، این اَپ‌ها هستند.

تصور غالب در فضای عمومی جامعه و همچنین در فضای الیت یا نخبه این است که مباحث علوم سیاسی و فلسفۀ سیاست دیگر چیز جدیدی برای کاوش ندارد و تمام مسائل بنیادین حلشده و نسل جدید تنها باید به تمام آن مسائل اثباتشده عمل کند، اما چه تصور اشتباهی! آزاد نمودن ذهن بشر و نجات او از اشغال شدن بیش از حد توسط محتوای بی‌نهایت متنوع اَپ‌های ارتباطیِ تحت وب به زودی موضوع جدال سیاسی-اخلاقی در غرب خواهد بود و موفقیت آن یک پیش شرط برای موفقیت مبارزات دیگر است. مجبوریم قبل از اینکه اپها ما را کاملا اسیر خود کنند ما آن‌ها را اسیر کنیم و این جز با ایجاد امواج رسانهای و تلاش بیوقفه‌ی تمام رسانه‌ها و افراد مسئول ممکن نیست؛ تلاش‌هایی که تاکنون برای آگاهی‌بخشی به جامعه در مورد شبکه‌های اجتماعی و تشویق انسان‌ها برای اعمال کنترل بیشتر روی نحوه و زمان استفاده‌شان از این شبکه‌ها انجام شده بسیار ناکافی بوده و به جرات می‌توان گفت با توجه نیاز گسترده‌ای که در این زمینه وجود دارد، حتی در حد آغاز کار هم نبوده.

منبع:

https://www.theguardian.com/commentisfree/2018/may/27/world-distraction-demands-new-focus

دیدگاه شما چیست؟