تروریسم سایبری

تروریسم سایبری

آیا قرار گرفتن در معرض تروریسم سایبری در ۲ سطح شدید و خفیف موجب آسیب به‌سلامت روانی، اعتماد به نفس و رفتارهای سیاسی متفاوت در مردم می‌شود ؟ این اتفاق با چه مکانیزمی انجام می‌گیرد؟ درحالی‌که تروریسم سایبری نگرانی‌ها  را در مورد امنیت ملی برمی‌انگیزد، تأثیرات آن بر روان و قوه ادراک انسان‌ها نادیده انگاشته شده است. دانشگاه آکسفورد در سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ تحقیقی انجام داده که در آن از موقعیت شبیه‌سازی شدۀ تروریسم سایبری بهره گرفته شد.

یافته‌های ما نشان می‌دهد که تأثیری شبیه به استرس و اضطراب(مشابه حملات تروریستی واقعی) در مواجهه با حمله‌های سایبری به فرد دست می‌دهد.

قرار گرفتن در معرض تروریسم سایبری اثراتی مشابه حمله تروریستی واقعی دارد: استرس، اضطراب، عدم امنیت، ترجیح دادن “امنیت” بر “آزادی”، شک کردن به نهادهای عمومی یا دولتی، تشدید احساس خطر و حمایت از مواضع سیاسی سرسختانه یا رادیکال. در قلمروی سایبری این به معنی حمایت از نظارت بیشتر بر اینترنت، وضع مقررات بیشتر بر اینترنت و حتی پاسخ سخت نظامی به تهدیدات سایبری می‌باشد. این ممکن است بر پویایی لازم برای یک جامعه مدنی تأثیر بگذارد. این تأثیرات شامل تروریسم سایبری مرگبار- شامل مرگ و صدمه واقعی جسمی- تا صدمات و خسارات مالی و اقتصادی می‌شود.

 

تفکیک انواع تروریسم

تفکیک انواع تروریسم

هدف تروریسم تحلیل بردن قدرت حاکمیت و کاهش اعتماد مردم به حاکمیت در زمینه ایجاد امنیت است. آیا پیامدهای روانی سایبر تروریسم و تروریسم سنتی شبیه به هم هستند؟ تروریسم سایبری نیز مانند تروریسم واقعی به‌دنبال تضعیف حاکمیت و کاهش اعتماد مردم به دولت از طریق ترساندن و یا صدمه زدن از هر نوع به مردم است. باید توجه داشت که تروریسم سایبری متفاوت از جنگ سایبری است، در جنگ سایبری هدف ارعاب مردم نیست، بلکه صرفاً و مستقیم، نابودی زیرساخت‌های سایبری دشمن است؛ همچنین این دو با “جرم سایبری” متفاوت هستند؛ هدف از جرم سایبری کسب درآمد نامشروع یا موضوعات شخصی ماند انتقام یا ابراز انزجار شخصی است. به بیان خلاصه‌تر می‌توان گفت هدف از تروریسم سایبری، رسیدن به اهداف سیاسی است که از طریق ارعاب و باج‌گیری و گرفتن قربانی و صدمۀ جانی و مالی انجام شود. درست است که در برخی موارد، وسیلۀ رسیدن به هدف در عناوین یاد شده همپوشانی دارد، اما معیار این تقسیم‌بندی “هدف مستقیم” و اولیه می‌باشد.

نتیجه‌گیری

نتیجه‌گیری

آن‌طور که از داده های ما برداشت می‌شود، “احساس خطر” بیش از خطر واقعی در حوزۀ سایبر تروریسم در مردم ایجاد اضطراب می‌کند؛ این یافته‌ها با نتایج پژوهش‌های قبلی همخوانی دارد که حاکی از این بود که افزایش هشدارهای امنیتی باعث می‌شود مردم راحت‌تر اعمال محدودیت‌ها بر آزادی‌های فردی و یا حتی اعمال خشونت علیه دیگران را بپذیرند. واقعیت این است که یک تهدید قوی حتی بدون عملی شدن می‌تواند تروریست‌ها را در هدفشان، یعنی ترساندن مردم بترساند، بنابراین حکومت‌ها و دولت‌ها باید بپذیرند که صرفاً با خنثی نمودن عملیات سایبر تروریسم قادر نخواهند بود اثرات روانی آن را خنثی کنند و برای این کار باید درست مانند آمادگی‌ها و مانورهای مخصوصی که برای مقابله با عملیات تروریستی انجام می‌شود، اقداماتی با هدف افزایش “مقاومت سایبری” مردم انجام گیرد. دولت، سیاستمداران، نخبگان دانشگاهی و سازمان‌ها و نهادهای خصوصی باید وظیفه آموزش مردم را بر عهده بگیرند.

همچنین عامل دیگری که می‌تواند احساس خطر را در برابر حملات سایبری کاهش دهد، اعتماد مردم به کفایت و قابلیت حکومت در مقابله با تهدیدهاست.

همه‌چیز در نهایت بستگی به این دارد که کاربرانی که در انتهای زنجیره استفاده و تولید داده قرار دارند چقدر از آموزش‌های امنیت سایبری استفاده کنند.

منبع: Axford Academic

دیدگاه شما چیست؟