حباب اجتماعی

حباب اجتماعی

تحقیقات نشان می‌دهند که ما بیشتر با افرادی تعامل داریم که شبیه به خودمان هستند، در نتیجه نسبت به اینکه مردم چگونه بیرون از «حباب اجتماعی» ما زندگی می‌کنند، حساسیت کمتری پیدا می‌کنیم. این مسئله می‌تواند منجر به سو تفاهم‌های عمیق دربارۀ وضع جامعه شود.

دایره اجتماعی شما چگونه به نظر می‌رسد؟ به دوستان، خانواده و همکاران خود فکر کنید: اگر مدرک دانشگاهی دارید، چند نفر از دوستانتان دارای یک مدرک دانشگاهی هستند؟ چند نفر از آشنایانتان درآمد مشابه شما دارند؟ والدین دوستان مدرسۀ فرزندان خود را در نظر بگیرید: چه نفر از آن‌ها ماشین‌ مشابه شما را سوار می‌شوند و در مشاغل مشابه شما کار می‌کنند؟

حالا فیس‌بوک یا اینستاگرام خود را نگاه کنید: آیا دوستان و همکاران شما به همان رستوران‌های مورد علاقه شما می‌روند؟ برای سفر به همان مکان‌هایی می‌روند که شما سفر می‌کنید؟ همان چیزهایی را دوست دارند که شما دوست دارید؟ در همین رابطه، تا حالا برایتان پیش آمده که ببینید که فردی که جلوی شما در صف ایستاده، در حال مطالعه همان کتابی است که شما می‌خوانید؟

می‌توانید به‌خوبی نتیجه بگیرید که دایره اجتماعی شما آن‌قدر هم که فکر می‌کردید متنوع نیست. اگر این‌طور است، مطمئن باشید که شما تنها نیستید. شواهدی در ایالات‌متحده آمریکا و بریتانیا وجود دارد که نشان می‌دهند ما در تعاملات خود به‌طور فزاینده‌ای به افرادی شبیه خودمان گرایش پیدا می‌کنیم، و ما همچنان نمی‌توانیم بفهمیم که دیدگاه‌هایمان دربارۀ جامعه چقدر انتخابی و گزینشی است.

جداسازی اجتماعی

جداسازی اجتماعی

شما ممکن است بپرسید: خوب که چه؟ آیا این لزوماً بد است که با افراد هم‌فکر خود در تعامل باشیم؟ در حقیقت، دلایل مهمی برای نگرانی دربارۀ این گرایش روزافزون به جداسازی اجتماعی (تفکیک اجتماعی) وجود دارد و تنها به این دلیل محدود نمی‌شود که جداسازی اجتماعی مانع درک متقابل می‌گردد و به تفرقه و قطبی‌سازی جوامع می‌انجامد(همان‌طور که در رأی به دونالد ترامپ و برگزیت نشان داده شد).

جداسازی همچنین نقش مهمی در سطح «نابرابری اقتصادی» در جوامع ایفا می‌کند: نخست، به علت «تأثیرات شبکه», کار ثروتمندان رونق می‌گیرد و علت آن نه‌تنها درآمد بلکه محله‌های مرفه و ارتباطات آن‌ها با یکدیگر است. به‌طور مشابه، افراد فقیرتر ممکن متضرر شوند و علت آن نه‌تنها درآمد پایین بلکه محله‌های اغلب محروم، مدارس درجۀ دو، و نداشتن ارتباطات تأثیرگذار است. آتش‌سوزی اخیر برج گرنفل(۱) نمونه‌ای بارز از چنین جداسازی و تبعیض سکونتی است.

جداسازی اجتماعی و افزایش نابرابری

جداسازی اجتماعی و افزایش نابرابری

البته جداسازی اجتماعی یا همان تفکیک اجتماعی می‌تواند به شکلی غیرمستقیم هم بر نابرابری اثر بگذارد: جداسازی اجتماعی می‌تواند سوءتفاهم‌ها را دربارۀ وضع جامعه تشدید کند و در نتیجه بر حمایت شهروندان از برخی سیاست‌های خاص مانند توزیع درآمد و توسعۀ وضعیت رفاهی تأثیر بگذارد. این مسئله می‌تواند منجر به افزایش نابرابری درآمد(پس از مالیات) شود. یا، همان‌طور که کریس راک(۲) در مصاحبه با نیویورک مگزین گفت:« اگر مردم فقیر بدانند که ثروتمندان چقدر ثروتمند هستند، در خیابان‌ها شورش خواهند کرد».

افراد با دایره‌های اجتماعی بسیار یکدست، عمدتاً با افرادی مشابه خود در شرایط اقتصادی و تحصیلی تعامل دارند. این افراد در مقایسه با آن‌هایی که ارتباطات اجتماعی متنوع‌تری دارند، تعصب بیشتری روی شکل توزیع درآمدی دارند. شاید چون آن‌ها از تنوع زیاد در افراد خارج از دایره اجتماعی خود بی‌خبر هستند، به این نتیجه می‌رسند که اغلب مردم شبیه خودشان هستند. این امر سبب می‌شود ثروتمندان فکر کنند فقرا آن‌قدر هم که به نظر می‌رسد فقیر نیستند، درحالی‌که فقرا نیز درک نمی‌کنند که ثروتمندان چقدر ثروتمند هستند. جداسازی اجتماعی باعث می‌شود که هر کسی در جامعه سطح نابرابری را دست‌کم بگیرد.

رسانه‌های اجتماعی؛ انزوای جامعه

رسانه‌های اجتماعی؛ انزوای جامعه

علاوه بر جداسازی اجتماعی در واقعیت زندگی، در ارتباطات روزمره، ما باید توجه داشته باشیم که ظهور اینترنت یک جنبه جدید از انزوای اجتماعی را با خود به‌همراه آورده است. رسانه‌های اجتماعی، که در نگاه اول می‌توانستند ابزاری برای اتصال ما به جمعیت متنوعی از مردم باشند که نمی‌توانستیم با آن‌ها در تعامل باشیم، اما امروزه در عمل نقشی خلاف و عکس این دارند.

الگوریتم‌های ساخته شده در فیس‌بوک و مانند آن، اتاق‌های پژواکی ایجاد می‌کنند که می‌توانیم در آن‌ها(مانند زندگی واقعی) اغلب با افرادی که شرایط زندگی و عقایدی مشابه ما دارند، تعامل داشته باشیم. حباب‌های رسانه‌های اجتماعی، به‌جای تنوع‌بخشی به نظرات و دیدگاه‌هایمان، عقاید متعصبانه و دیدگاه‌های انتخابی را در جامعه تقویت می‌کنند.

پروفسور کاس سانستین، استاد دانشگاه هاروارد، در کتاب جدید خود به نام جمهوری(۳)، خطرات این نوع جدید جداسازی اجتماعی را نشان می‌دهد که(همانند معادل غیرمجازی آن) اغلب افرادی که تحت تأثیر جداسازی اجتماعی مجازی قرار می‌گیرند، متوجه آن نمی‌شوند. سانستین راه‌حل‌های خلاقانۀ بخش خصوصی مانند “کلیدهای بخت” را پیشنهاد می‌دهد(افراد در معرض دیدگاه‌های متنوع یا موضوعاتی قرار می‌گیرند که در حالت عادی با آن‌ها مواجه نمی‌شدند)، و آخرین راه‌حل او برای این مشکل مداخلۀ دولت در تنوع‌ بخشیدن به خوراک رسانه‌های اجتماعی مردم و دیدگاه‌های تحریف‌شدۀ آن‌هاست.

اینکه آیا ما می‌خواهیم برای مقابله با جداسازی و تفکیک اجتماعی، انزوای اجتماعی و تشکیل حباب‌های رسانه‌های اجتماعی نظارت دولتی را(در فضای مجازی و حقیقی) افزایش دهیم یا خیر؟ یک سؤال ایدئولوژیک است.

منبع: The Guardian

‌پی‌نوشت‌

  • ۱. برج گرنفل یا Grenfell: آتش‌سوزی برج گرنفل در غرب لندن در ۱ بامداد ۱۴ ژوئن ۲۰۱۷ آغاز شد و سرانجام صبح همان روز مهار شد. براساس آخرین آمار اعلام شده در ۲۳ ژوئن ۲۰۱۷ حداقل ۷۹ نفر کشته یا مفقود شدند.
  • ۲. کریس راک یا Chris Rock بازیگر و کمدین آمریکایی است.
  • ۳. #Republic

دیدگاه شما چیست؟