پیشنهاد سردبیرتحلیل فیلم

تحلیل فنی فیلم «من مادر هستم»

آینده‌ی انسان باوجود پیشرفت شگرف هوش مصنوعی و ظهور ربات‌های هوشمند، مدت زمانی است که نگرانی بسیاری را برانگیخته است. کارشناسان و افراد تأثیرگذار حوزه تکنولوژی و هوش مصنوعی مانند ایلان ماسک، معتقدند که هوش مصنوعی آن‌چنان بر هوش انسانی سبقت خواهد گرفت که درواقع انسان‌های آینده نمی‌توانند خود را هوشمند بدانند، زیرا در مقایسه با هوش ربات‌ها درواقع آنان احمق‌هایی بیش نیستند؛ بنابراین او معتقد است آینده هوش مصنوعی زندگی انسان‌ها را در کنترل خواهد گرفت همان‌طور که امروزه انسان‌ها کنترل حیوانات را به دست گرفته‌اند! احتمالاً فیلم من مادر هستم، از همین تفکر برای پیشبرد داستان خود استفاده کرده است، یعنی به دست گرفتن زندگی انسان‌ها توسط ربات‌های هوشمند آینده.

فیلم با ذکر گذشتِ یک ساعت از فاجعه، که احتمالاً منظور فاجعه‌ای همانند جنگ یا نابودی انسان‌ها توسط عوامل بیگانه‌اند، در یک تشکیلاتِ پرورش انسان شروع می‌شود؛ تعداد زیادی جنین در محلی به صورت فریز شده نگهداری می‌شوند که رباتی مشغول انتخاب یکی از آن جنین‌ها برای قرار دادن در دستگاه پرورش آن است. دستگاهی که پس از حدود ۲۴ ساعت، از جنین یک نوزاد کامل خواهد ساخت.

تحلیل فیلم من مادر هستم

فیلم من مادر هستم بزرگ شدن کودک را به سرعت نشان می‌دهد، رباتی آهنین در نقش مادر مسئول نگهداری و تربیت کودک است. کودک، بزرگ و بزرگ‌تر شده و در نمایی که مشخص است ۱۳ هزار روز از فاجعه گذشته است، تبدیل به یک دختر نوجوان می‌گردد… حالا چرا پس از حدود ۱۳ هزار ساعت که می‌شود نزدیک به ۳۰ و اندی سال، شاهد یک دختر نوجوان هستیم؟… در ادامه متوجه خواهید شد.

ربات آهنین مشکوکِ داستان، همانند مادری مهربان و البته سخت‌گیر مشغول پرورش دختر نوجوان می‌باشد. او علاوه بر درس‌های روزانه و امتحان‌های مختلف، موارد تربیتی را نیز به دخترک آموزش می‌دهد و همیشه او را از محیط بیرون پایگاه به شدت بر حذر می‌دارد زیرا به قول او، محیط بیرون آلوده و ناامن است. اما چالش فیلم از جایی شروع می‌شود که کنجکاوی دختر جوان برای دیدن بیرون روزبه‌روز بیشتر می‌شود، این کنجکاوی زمانی به اوج خود می‌رسد که زنی در بیرون پایگاه و از پشت درب آن از دخترک طلب کمک می‌کند. با وارد شدن آن زن غریبه و حرف‌هایی که در تضاد با صحبت‌های ربات مادر میزند، دخترک بیش از پیش دچار شک و تردید نسبت به ربات مادر خود شده و کار تا جایی پیش می‌رود که او ترجیح می‌دهد با آن زن غریبه از پایگاه فرار کند و به انسان‌های دیگری که به گفته‌ی زن در جایی بیرون از پایگاه زندگی می‌کنند، بپیوندد.

در ادامه مشخص می‌شود که ربات مادر، قبل از این دختر، دختران دیگری را پرورش می‌داده که البته به دلیل رد شدن آن‌ها در امتحانات مختلف، ربات مادر آن‌ها را در کوره‌ای می‌سوزانده. تمامی این موارد و صحبت‌های زن غریبه مبنی بر خطرناک بودن ربات‌ها، دخترک را وادار به فرار و همراهی آن زن می‌کند. در بیرون پایگاه، تمامی کره زمین همانند زمان پس از جنگ نابود شده و تنها ربات‌هایی عظیم‌الجثه در مزارعی وسیع در حال کشت ذرت می‌باشند.

فرار دختر نوجوان آن‌چنان طولانی نمی‌شود، زیرا در مدت کوتاهی پس از فرار، دخترک به‌دروغ زن غریبه مبنی بر وجود انسان‌های دیگر پی می‌برد. درواقع هدف اصلی آن زن از همراه نمودن دختر داستان، داشتن هم‌نشین و خروج از تنهایی طولانی مدتش بوده است. علاوه بر دروغ زن غریبه، برادر دخترک نیز یکی از دلایل دیگر او برای بازگشت مجدد به پناهگاه می‌شود؛ دخترک در روزهای قبلِ فرار به همراهی ربات مادر، تصمیم به پرورش انسان جدیدی می‌گیرند و در همین راستا، یکی دیگر از جنین‌های فریز شده را برای پرورش در درون دستگاه قرار می‌دهند. تمامی این موارد باعث می‌گردد، دخترک دوباره به پایگاه برگشته و با مادر ربات خود روبرو شود. پس از این رویارویی، گویا ربات مادر نسبت به لیاقت دختر نوجوان برای سرپرستی سایر جنین‌ها، پی برده و در نتیجه خود را نابود می‌کند تا دختر نوجوان به‌عنوان مادر سایر جنین‌ها به پرورش انسان برتر ادامه دهد. البته تمامی روبات‌های موجود در فیلم به گفته‌ی ربات مادر درواقع خود او می‌باشند. یعنی یک سیستم‌عامل که همان ربات مادر است، تمامی ربات‌های دیگر را اداره می‌کند. بنابراین ربات اصلی به ظاهر نابود شده و در قالب سایر ربات‌های دیگر به زیر نظر گرفتن دخترک نوجوان و پرورش انسان‌ها ادامه می‌دهد.

تحلیل فیلم من مادر هستم

فیلم من مادر هستم به‌نوعی نمایش دهنده خیرخواهی ربات‌ها و هوش مصنوعی برای انسان و بشریت است، البته خیرخواهی که در قالبی بدون احساس بروز می‌کند؛ بدین معنی که ربات هوشمندِ مادر، برای ترویج یک انسان برتر و بدون خصوصیات منفی، تصمیم به نابودی کل بشریت گرفته و سعی می‌کند تا دوباره به پرورش انسان از ابتدا اقدام کند. البته در همین پرورش هم، ربات مادر و بدون احساس، در صورتی که کودک پرورش داده شده نتواند از پس امتحان‌های مختلفی که برای سنجش لیاقت او طراحی شده‌اند برآید، با بی‌رحمی تمام او را می‌سوزاند. این امر دلیلِ همان ۱۳ هزار ساعتی است که در ابتدای متن به آن اشاره شد. یعنی حدود ۳۰ سال طول کشیده تا ربات مادر یک کودک مناسب را برای پرورش دادن پیدا کند. در این ۳۰ سال، او مدام جنین‌هایی را تا خردسالی پرورش داده اما به دلیل رد شدن آن‌ها در امتحانات مختلف، تصمیم به نابودی‌شان گرفته است. شاید در ابتدا هدف این ربات، یک هدف والا برای انسان و بشریت به نظر آید، یعنی پرورش انسان‌هایی خوب و برتر برای نجات نسل انسان؛ اما به دلیل نگاه دیجیتال و به اصطلاح صفر و یکی‌اش، خوب و یا بد بودن در نظر او یک امر قطعی و قابل‌اندازه‌گیری تعریف شده. درواقع آن‌طور که در فیلم به نمایش درآمده، هوش مصنوعی هیچ‌وقت نمی‌تواند روحیات و روان انسان‌ها را درک کند. انسان موجودی پیچیده با ابعادِ مختلفی از نظر احساس و عقیده است، بعدهایی که شامل خصوصیات مثبت و منفی هستند، بنابراین برآیند این ابعاد و جهت‌دهی خود فرد به آن‌هاست که از یک انسان معمولی، انسانی برتر و مفید برای سایر بشریت خواهد ساخت؛ اتفاقی که برای یک ربات آن‌چنان قابل‌درک و فهم نبوده و شاید در برخورد با اولین خصلت منفی در یک انسان، او را فردی نالایق برای ادامه زندگی تلقی کند و هیچ شانس و یا احتمالی برای تغییر او در آینده قائل نباشد.

من مادر هستم، ربات‌های آینده را مدعی یک نقش خدای گونه معرفی کرده است. از وجود تعداد زیادی ربات در کره زمین به شکلی که در اصل همه آن‌ها یک ربات واحدند تا دغدغه خلق یک موجود برتر و پرورش آن روی کره زمین، درواقع نشانه‌هایی از یک موجود برتر یا خود برتر پنداشته است که می‌خواهد نقش خدایی را برای انسان‌های کره زمین‌بازی کند. البته این نقش به همان دلایلی که در قبل بیان گردید، هرگز نمی‌تواند مثمر ثمر واقع شود و در همان ابتدای راه یعنی تصمیم به نابودی کل انسان‌های کره زمین، خوی رباتیک و بدون احساس خود را به نمایش خواهد گذاشت.

به عقیده فیلم، هوش مصنوعی هرچقدر هم که قدرتمند گردد، بازهم در شناخت انسان ناتوان است. رباتِ مادرِ فیلم که کارش پرورش انسان است و تا به حال چندین جنین را تا سنین کودکی بزرگ کرده، هنوز شناختی از برخی خصلت‌های انسانی مانند کنجکاوی به دست نیاورده است. خصلتی که در نهایت باعث خروج دختر جوان از پایگاه زندگی اولیه‌اش می‌گردد. شاید همین شناخت باشد که به‌مرور ربات را قانع می‌کند تا مسئولیت پرورش انسان‌ها را به دختر نوجوان بسپارد. درواقع “من مادر هستم” همان‌طور که ذره‌ذره شناخت دختر نوجوان از مادرِ رباتیک خود و همچنین جهانی که در آن زندگی می‌کند را نشان می‌دهد، به همان نسبت بر شناختی که یک ربات از جنبه‌های مختلفِ روان انسانی به دست می‌آورد تأکید می‌کند. مادر رباتیک، با شناختی جدیدی که از ویژگی‌های انسان به دست می‌آورد، به ظاهر تصمیم می‌گیرد ادامه روند پرورش انسان‌ها را به دختر نوجوان بسپارد، البته اعتمادی که در انتهای فیلم من مادر هستم مشخص می‌شود آن‌چنان هم کامل نبوده، زیرا ربات در قالب یک بدن دیگر در همان اطراف پایگاه حضور خواهد داشت.

عدم ادراک متقابل هوش مصنوعی و انسان از یکدیگر، شاید اصلی‌ترین پیامی باشد که فیلم مذکور منتقل می‌کند. انسان به دلیل پیشینه‌ی ذهنی خود که شامل نوعی بی‌اعتمادی به ابزار تولید شده توسط خودش است، همیشه به ربات‌ها بدبین بوده و هست. حتی زمانی که یک ربات برای او نقش مادری را ایفا کند، بازهم انسان نمی‌تواند کاملاً به او اعتماد کند. در مقابل، به خاطر عدم درک عواطف و احساسات انسانی، هوش مصنوعی هم نمی‌تواند ادراک مناسبی از انسان‌ها داشته باشد و برای رسیدن به این شناخت، می‌بایست زمان‌های زیادی را به یادگیری از انسان بپردازد؛ البته اگر تصمیم به نابودی انسان‌ها نگیرد!

صفحه فیلم من مادر هستم در ویکی‌پدیا و IMDb

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا