گیلگمش (GILLGAMESH)

Pakistan UN Drones

نقش پنهان ان اس ای در برنامه تروریستی ایالات متحده

به نقل از اینترسپت

 

ان اس ای، برای مکان یابی هدف هایش، از روش های جاسوسی الکترونیکی به جای روش هوش انسانی استفاده می کند تا بتواند توسط پهبادهایش آن ها را به قتل برساند؛ این روش، یک روش غیرقابل اتکا است که موجب مرگ انسان های بی گناه می شود.

بر اساس گفته یکی از اوپراتورهای سابق ارتش که با ان اس ای هم همکاری کرده است، ان اس ای معمولاً هدف هایش را بر اساس فناوری تعقیب تلفن همراه شناسایی می کند و بعد از آن سی آی ای و ارتش ایالات متحده بر اساس فعالیت و مکان تلفن همراه یک فرد، به آن جا حمله می کند.

اوپراتورِ پهباد، که به این شرط که هویتش فاش نشود درباره برنامه های مخفی صحبت می کند، یکی از اعضای گروه نظامی یافتن هدف های مهم بوده است که مسئولیتش شناسایی، دستگیری و یا کشتن تروریست های یمنی، سومالیایی و افغانی بوده است.

در یک روش، ان اس ای مکان جغرافیایی سیم کارت یا تلفم همراه تروریست را شناسایی می کند؛ این کار سی آی ای و ارتش ایالات متحده را قادر می سازد تا در حملات شبانه توسط پهبادها، تروریست صاحب آن وسیله را دستگیر کنند یا به قتل برسانند.

اوپراتور سابق پهباد، تصدیق می کند که این فناوری به از بین بردن تروریست هایی که علیه ایالات متحده فعالیت می کنند کمک کرده است؛ اما می گوید که قطعاً انسان های بی گناهی هم به قتل رسیده اند و این نتیجه اتکای بیش از اندازه ان اس ای به روش های جاسوسی است. او توضیح می دهد: «هدف ها معمولاً از روش های ان اس ای آگاهی دارند و برای مقابله با روش های آن ها برنامه ریزی می کنند؛ بعضی از آن ها بیش از شانزده سیم کارت دارند که با هویت خودشان ثبت شده است؛ البته بعضی هم نمی دانند که سیم کارت هایشان مورد رصد قرار گرفته است و تلفن همراه خود را به دوستان یا اعضای خانواده قرض می دهند. بعضی از رهبران طالبان که به روش های هدف یابی ان اس ای آگاه هستند، متعامداً از سیم کارت های مختلف در بین یگان های خود استفاده می کنند تا رصد کنندگان ان اس ای را گمراه کنند. مثلاً یک همایش می گذارند، همه سیم کارت های خود را داخل یک کیسه می گذارند و به هم می زنند و دوباره هر کس یک سیم کارت از داخل کیسه برمی دارد و می رود….»

در نتیجه، حتا زمانی که ان اس ای یک سیم کارت را شناسایی می کند، ممکن است تلفنی که حامل سیم کارت است، مورد استفاده یک تروریست نباشد و اشتباهی به قتل برسد. این اوپراتور سابق پهباد می گوید: «وقتی بمب باران می شوند، می دانیم که تلفن آن جا هست، اما نمی دانیم که تلفن در دست چه کسی است؟ البته ما فکر می کنیم که تلفن متعلق به کسی است که به عنوان یک فرد شرور و دشمن شناسایی شده است؛ همین باعث می شود که مسأله خیلی مبهم و پیچیده شود.»

اوپراتور سابق پهباد می گوید او شخصاً در حملات پهبادی شرکت کرده است که انسان های بی گناهی در آن کشته شده اند. او می گوید که ممکن است آن ها هم تروریست بوده باشند، یا ممکن است اعضای خانواده تروریست بوده باشند که اصلاً کاری با فعالیت تروریستی وی نداشته اند. او می گوید: «ان اس ای معمولاً اهدافش را با توجه به تحلیل فعالیت یک سیم کارت مکان یابی می کند، نه محتوای تماس ها؛ این روش اصلاً قابل اعتماد نیست. واقعاً به نظر می رسد ما فقط یک تلفن همراه را مورد هدف قرار داده ایم؛ انگار ما دنبال خودِ شخص نیستیم، دنبال تلفنش هستیم و امیدواریم که کسی که با موشک اصابت می کند، آدم بدی باشد.»

دولت اوباما بارها تأکید کرده است که عملیات هایی که با هدف از بین بردن تروریست ها انجام می شود، با حد اکثر اطمینان انجام شوند. اوباما در سخنرانی خودش در دانشگاه دفاع ملی تصریح کرد: «قبل از این که هر حمله ای صورت بگیرد، باید مطمئن شد که هیچ شهروندی کشته و یا زخمی نمی شود. بدین وسیله ما مطمئن می شویم که جان هیچ انسان بی گناهی را نمی گیریم.»

اما افزایش اتکا به روش های جاسوسی و تعقیب تلفن های همراه، نشان می دهد که خلاف آن چه مد نظر اوباما بوده است اتفاق می افتد…. حداقل ۲۷۳ شهروند در پاکستان، یمن و سومالی در حملات هوایی، در زمان ریاست جمهوری اوباما کشته شده اند. یک مطالعه نشان می دهد که در افغانستان تنها در یک سال، میزان صدمه هایی که ادوات نظامی بدون سرنشین بر مردم معمولی وارد کرده اند، ده برابر هواپیماهای نظامی بوده است. ان اس ای از پاسخ به این مسأله امتناع کرده است. یکی از سخنگویان ان اس ای به نام کاتلین هایدن هم از صحبت کردن درباره این موضوع امتناع ورزید و گفت: «این اطلاعات، جزئیات اجرایی عملیاتی است که به نظر ما نباید منتشر شوند.» در توصیف سیاست های دولت درباره هدف یابی کردن قربانی ها، هایدن ذکر نکرد که هدف یابی ها توسط هوش انسانی انجام می شود یا نه؛ وی گفت: «تصمیمات ما بر اساس بخش کوچکی از اطلاعات صورت نمی پذیرد. ما اطلاعاتمان را از منابع مختلفی جمع آوری می کنیم و قبل از تصمیم گیری از روش های زیادی برای اجمع آوری اطلاعات استفاده می کنیم. بعد از هر گونه حمله، اگر متوجه شویم که خسارتی به شهروندان بی گناه وارد شده است، تحلیل های اطلاعاتی بر اساس منابع زیادی از اطلاعات شامل، اطلاعات انسانی، اخبار رسانه ها و جاسوسی، صورت می پذیرد تا بتوانیم تشخیص دهیم که آیا شهروندان کشته شده اند یا زخمی شده اند….»

اما به نظر نمی رسد که دولت از همین استاندارد برای هدف یابی خود استفاده کند. اوپراتور سابق پهباد تخمین می زند که بیشتر هدف هایی که وی در عملیات حمله به آن ها شرکت داشته است، بر اساس هوش علامتی انجام می شود که به SIGINT مشهور است و توسط فناوری تعقیب تلفنی NSA صورت می پذیرد. وی می گوید: «نود درصد اطلاعاتی که باعث حمله به هدف می شد، از طریق SIGINT به دست می آمد.»

در جولای، واشینگتون پست گزارش داد: «بعد از مکان یابی اهداف توسط تلفن های همراه، یک شعار در NSA به سرعت منتشر شد که «ما پیداشون می کنیم، شما بزنیدشون (We Track’em, You Whack’em)»». اما مقاله واشینگتن پست هیچ نکته ای درباره ادعاهای NSA ارایه نداده بود و اصلاً به این بحث نپرداخته بود که روش های هدف یابی ان اس ای چه نتایجی خواهد داشت و چه افراد بی گناهی ممکن است کشته شوند.

در واقع، همان طور که اوپراتور سابق پهباد می گوید، تعقیب افراد توسط متادیتا و کشتن آن ها بر اساس سیم کارت، اشکالات زیادی دارد. او می گوید: «ان اس ای بافتی تولید می کند که بر اساس آن می توان فهمید که صدای آن فرد به خصوص چگونه است، دوستانش چه کسانی هستند، فرمانده او چه کسی است و افراد تحت فرمان او چه کسانی هستند و همه این اطلاعات را در یک ماتریس قرار می دهد؛ ماتریسی که همیشه جواب صحیحی ندارد. خطاهای انسانی بسیار زیادی در این روش وجود دارد.

یکی دیگر از کسانی که در برنامه پهباد به طور مستقیم درگیر بود، برندون برایانت است؛ وی شش سال از عمرش را در پروژه «میمون چسبان» (sticky monkey) گذرانده است؛ میمون چسبان سنسوری است که در واقع چشم های پهبادهای ارتش امریکا را کنترل می کند. زمانی که برایانت در سال ۲۰۱۱ ارتش را ترک کرد، گروهش ۱۶۲۶ دشمن را کشته بودند. وی می گوید برای این جلو آمده است که به خاطر کشتن شهروندان بی گناه عذاب وجدان گرفته است و امروز مردم را درباره نقص های موجود در برنامه پهبادی ایالات متحده آگاه می کند.

برایانت می گوید: «اوپراتورهای پهباد که به هدف های زمینی شلیک می کنند، اصلاً نمی دانند که اطلاعاتی که به دستشان می رسد از کجا آمده است. من نمی دانستم برای چه کسی کار می کنم. ما هرگز به این گونه اطلاعات دسترسی نداشتیم. اصلاً نمی دانستم که با ان اس ای همکاری می کنم.»

برایانت در حین انجام کارهای خود، با خیلی از هدف های پهبادی برخورد داشته است؛ وی می گوید: «هدف ها خیلی باهوش شده اند و دوباره اشتباهات گذشته را تکرار نمی کنند. آن ها از شر سیم کارت ها خود را خلاص می کنند یا این که تلفن همراه جدید می خرند.»

DT-1

همان طور که اوپراتور سابق پهباد توصیف می کند و مدارک طبقه بندی شده اسنودن هم تأیید می کنند، ان اس ای علاوه بر ردیابی تلفن  های همراه تروریست ها به وسیله نفوذ به برج های مخابراتی و ارایه دهندگان خدمات اینترنتی، از پهبادهایی استفاده می کند که به «فرستنده و گیرنده برج مجازی» معروف هستند؛ این تجهیزات، یک برج تلفن مجازی تولید می کند که می تواند وسیله مخابراتی یک نفر را مجبور کند تا بدون این که صاحبش متوجه شود، به گیرنده ان اس ای متصل شود؛ این گونه ارتش می تواند تلفن همراه را تا فاصله سی فوتی محل پهباد ردیابی کند و  اطلاعات را به طور همزمان به تیم های اوپراتور پهباد بفرستد و آن ها هم یک حمله موشکی را ترتیب ببینند.

سیستم مکان یابی ان اس ای به نام «گیل کمش» (GILGAMESH) رمزگذاری شده است. اوپراتور سابق ان اس ای می گوید: «با اتکا بر این روش، ممکن است افرادی اشتباهاً کشته شوند؛ به ویژه در یمن، پاکستان و سومالی. ما کسی را روی زمین نداریم، ما نیروهای زمینی نداریم و اطلاعاتی از آن مکان ها برای ما ارسال نمی شود؛ مثل افغانستان نبود که ما جای پای محکمی در منطقه داشته باشیم. به همین دلیل این اشتباهات بیشتر در مناطقی مثل یمن یا سومالی و به ویژه در پاکستان اتفاق می افتاد. قبل از این که یک حمله انجام شود، حداقل باید دو منبع اطلاعاتی وجود داشته باشد. مشکل این جاست که هر دو تا از این منابع معمولاً از طریق اطلاعات ان اس ای به وجود می آید و این اطلاعات اطلاعات هوش انسانی نیستند. روند تعقیب و کشتن یک شخص در ارتش به روند «سه اف» (F3) معروف است: پیدا کن (Find)، درست کن (Fix) و تمام کن (Finish). چون در یمن تقریباً عملیات هوش انسانی وجود نداشت، هر کدام از حملات نیاز به تأیید علامت ها و تصاویر داشتند. نشانه هایی برای تلفن همراه که بخش «پیدا کردن» بود، و تصاویری موقعیت را نشان دهد که بخش «درست کردن» بود و بخش «تمام کردن» که خودِ حمله بود.»

اوباما مجور آغاز حملات را صادر می کند؛ این مجوزها تا ۶۰ روز معتبر هستند؛ اگر یک هدف تا آن زمان پیدا نشد، مجوز باید بازبینی و بازنویسی شود. بر اساس گفته های اوپراتور سابق پهباد، گاهی اوقات از زمان جمع آوری اطلاعات تا آغاز حمله در یمن، هجده ماه یا بیشتر طول می کشید: «فرماندهان وقتی مجوز آغاز حمله را می گیرند دوست دارند تا فرصت به دست می آورند حمله را انجام دهند؛ حتا اگر احتمال زیادی وجود داشته باشد که شهروندان هم در آن حمله کشته شوند؛ زیرا فکر می کنند که ممکن است هرگز دوباره نتوانند مجوز حمله به آن نقطه را دریافت کنند.»

پهبادها تنها راه از بین بردن قربانیان نیستند؛ اما الآن دیگر جزیی از فرهنگ ارتش امریکا شده اند. ادوات نظامیِ ریپر (Reaper) و پریدیتور (Predator) که هر دو بدون سرنشین هستند، معمولاً با نام های دیگری خطاب می شوند. مثلاً در جنگ افغانستان با نام های صاعقه و مهاجم آسمان شناسایی می شدند. پریدیتور را همچنین به نام تجاوزگر آسمان هم می شناسند زیرا انسان های بسیار زیادی را کشته است. هرگاه از تجاوزگر آسمان استفاده می شد، چند نفر کشته می شدند؛ همیشه برای مأموریت های خیلی مهم استفاده می شد.

سیستمی که سی آی ای از آن استفاده می کند، شبیه سیستم ان اس ای است که بنام شنانگانز (shenanigans) معروف است. این عملیات، از یک هواپیما استفاده می کند و حجم زیادی از اطلاعات را از هر روتر بی سیم، رایانه، موبایل و هر وسیله الکترونیکی دیگری که بخواهد می مکد.

یکی از اسناد ان اس ایی که توسط اسنودن ارایه شده است، به وسیله یکی از اوپراتورهای شنانیگانز نوشته شده است که در آن اجرای عملیات در اُمان در مارس سال ۲۰۱۲ مستند شده است، جایی که سی آی ای یک پایگاه پهبادی مستقر کرده بود. اوپراتور توصیف می کند که چگونه در فاصله ده کیلومتری زمین، به دنبال وسایل ارتباطی می گشته است که توسط القاعده در یمن استفاده می شده است. نام این مأموریت رقص پیروزی بوده است (VICTORYDANCE).

DT-5

 

DT-6

اوپراتور نوشته است: «مأموریت رقص پیروزی یک تجربه خیلی عالی بود. نمونه یک همکاری عالی میان ان اس ای و سی آی ای. هدف ها و پروازها توسط کارمندان سی آی ای و ان اس ای هماهنگ شده بودند. مأموریت شش ماه به طول انجامید که طی آن ۴۳ پرواز انجام شد. رقص پیروزی، همه اثر انگشت های سیستم وای فای را در همه شهرهای بزرگ یمن، ثبت کرد.

ان اس ای در پنج سال گذشته، نقش بسیار مهمی را در کشتارهای پهبادی بازی کرده است. در یکی از اسناد محرمانه ان اس ای در سال ۲۰۱۰، ریاست بخش برنامه ریزی استراتژیک و بخش سیاست های ضدتروریستی، تاریخ فعالیت هایی که در یمن انجام داده اند را بازگو می کند. کمی قبل از ریاست جمهوری اوباما، منابع تحلیلی آژانس امنیت ملی به سمت تمرکز بر یمن سوق داده می شدند.

در سال ۲۰۰۸ ان اس ای فقط سه نفر از تحلیلگران خود را به تحقیق درباره فعالیت القاعده در یمن اختصاص داده بود. تا بهار ۲۰۰۹ این عدد به ۴۵ نفر رسیده بود و آزانس، در حال تولید اطلاعات باکیفیتی برای سی آی ای بود. در دسامبر ۲۰۰۹، دولت اوباما از پهبادها و موشک های کروز در یمن استفاده کرد. اولین حمله که توسط اوباما مجوز داده شد، حمله به یک اردوی القاعده در جنوب روستای المجله بود؛ این حمله که شامل استفاده از بمب های خوشه ای بود، منتج به کشته شدن چهارده زن و ۲۱ کودک شد. معلوم نیست که این حمله بر اساس چه نوع اطلاعاتی انجام شده بود. کاخ سفید هرگز درباره این حمله یا منبع اطلاعاتی که منجر به این حمله شده بود، گزارشی نداد.

یکی دیگر از اسناد فوق سری ان اس ای تأیید می کند که آژانس، نقشی کلیدی در حمایت از حملات پهبادی به یمن در سپتامبر ۲۰۱۱ را داشته است که موجب کشته شدن شهروند امریکایی انوار الاولاکی و سمیر خان داشته است. با توجه به تنظیم بودجه کنگره در سال ۲۰۱۳، سی آی ای، اولاکی را قبل از انجام عملیات، سه هفته تعقیب می کرده است.

وقتی برندون برایانت نیروهای هوایی را درد آپریل ۲۰۱۱ ترک کرد، گروهش در حال کمک کردن به ارتش برای تعقیب کشیش امریکایی بودند. بعد از این که ارتش نتوانست اولاکی را بکشد، سی آی ای مسئول تعقیب اولاکی شد.

DT-4

بر اساس آن چه برایانت می گوید، آژانس امنیت ملی، نقش گسترده آژانس امنیت ملی در یمن به اشتباهات عملیات های سی آی ای م افزاید. وی می گوید: «آن ها نسبت به آن چه انجام می دهند خیلی بی تفاوت هستند؛ همان طور که رفتار آن ها را در پاکستان مشاهده می کنید. انگار همان روش هایی که در پاکستان استفاده کرده اند را می خواهند در یمن استفاده کنند….»

اوپراتور سابق پهباد می گوید: «آن ها که درون سیستم هستند، می فهمند که روش های هدف یابی دولت، اساساً دچار ایراد است. این یک دانش نیست، این یک هنر نیست، انگار یک جورهایی کامل نیست.»

اما همچنان از سپتامبر ۲۰۱۱ با استفاده از پهبادها عملیات های بسیار زیادی در عراق، افغانستان، یمن، سومالی و پاکستان انجام شده است. یکی از مدارک فوق سری آژانس امنیت ملی که توسط اسنودن فاش شده است نشان می دهد که در سال ۲۰۰۹ برای اولین بار در تاریخ، تعداد خلبانانی که برای هدایت هواپیماهای بدون سرنشین تربیت شده اند بیش از تعداد خلبانان هواپیماهای با سرنشین بوده است. در آن مدرک آمده است: «فکرش را هم می کردید که یک روز ایالات متحده بتواند عملیات نظامی را در کشوری انجام دهد که صاحب بمب اتمی است و این کار را در شرایطی انجام دهد که یک پوتین نظامی هم روی زمین آن کشور نیاورد و یک هواپیمای نظامی هم در آسمان آن کشور پرواز ندهد؟»

حتا متخصصان آژانس امنیت ملی هم تشخیص می دهند که فناوری آن ها را چگونه از روش های استاندارد جنگیدن منحرف کرده است. یکی از اسناد آژانس امنیت ملی این سؤال را مطرح می کند: «آن چه چیزی است که شبیه «پسر کوچک» است؟ (پسر کوچک یکی از بمب های اتمی است که در ژاپن، طی جنگ جهانی دوم فرود آمد) و مثل پسر کوچک، آغاز یک دوره جدید است (حد اقل در زمینه SIGINT و مکان یابی دقیق)؟» و پاسخ می دهد: «اگر پاسخ شما یک وسیله هوایی بدون سرنشین است که در حال پرواز به خاطر حمایت جنگ عمومی علیه تروریسم است، جواب شما صحیح است.»

DT-3-1

یک سند دیگر درباره نوشته است: «تکنولوژی مکان یابی، فرایند کشتن زنجیره ای را خیلی کوتاه کرده است (یعنی همه قدم هایی که باید برداشته شود تا دشمنان را پیدا کرد، هدف گذاری کرد و با او درگیر شد)؛ در نتیجه تعداد خیلی زیادی از دشمنان در افغانستان کشته و دستگیر شده اند و خیلی از سربازان امریکایی نجات یافته اند.»

البته اوپراتور سابق پهباد، هنوز از غیر قابل اعتماد بودن این روش ها می گوید: «با وجود تلاش های من برای اخطار دادن با مقامات بالادست خودم، سیستم به کار خودش ادامه می دهد زیرا مثل خیلی چیزهای دیگر در ارتش کسانی که از آن استفاده می کنند خیلی به آن اعتماد دارند. بیشترین جوابی که می گرفتم این بود که ارتش نمی تواند میلیون ها دلار و ساعت ها زمان صرف کند که به دنبال کسی برود، مگر این که مطمئن باشد همان کسی است که می خواهد.  یک جمله معروف در آژانس امنیت ملی وجود دارد که می گوید: SIIGNIT هرگز دروغ نمی گوید؛ ممکن است این درست باشد اما خطاهای انسانی را نادیده می گیرد. برنامه قتل دولت در واقع به گونه ای ساخته شده است که نمی تواند خودش را تعمیر کند. آن ها تصمیمات عجولانه می گیرند و معمولاً در محاسباتشان اشتباه می کنند. به سرعت نتیجه گیری می کنند و دیگر راهی را برای بازگشت نمی گذارند؛ زیرا همیشه کسانی هستند که باید به لیست بی انتهای «کشتن» اضافه شوند….»

برای برایانت، کشتن اولاکی، کشتن فرزند شانزده ساله وی را نیز در پی داشت: عبدالرحمان اولاکی که او هم یک شهروند امریکایی بود و این همان چیزی بود که وی را به صحبت کردن درباره این موضوعات وا داشته است. در اکتبری که گذشت، برایانت در مقابل متخصصان سازمان ملل متحد ظاهر شد و تقاضای مطالعات مستقل درباره برنامه های پهبادی دولت اوباما کرد؛ او به متخصصان گفت: «در انتهای قسم تابعیت، می گوییم با آرزوی آزادی و عدالت برای همه؛ من اعتقاد دارم که این آزادی و عدالت نباید فقط برای امریکایی ها باشد؛ هر کسی که با امریکا برخورد دارد هم باید از همین شرایط برخوردار باشد؛ باید با هر کسی با احترام برخورد کرد.»

بر خلاف سردمداران برنامه های پهبادی، برایانت مسئولیت قتل اولاکی را هم بر عهده گرفته است: «من برای شش سال اوپراتور پهباد بوده ام و برای نیروی هوایی ارتش شش سال فعالیت کرده ام. شهروندان امریکایی باید در دادگاه محاکمه شوند و به خاطر این که من از قانون اساسی پیروی نکرده ام، دشمن مردم امریکا شناخته شده ام. من باید از آن جا بیرون می آمدم زیرا به ما گفته بودند که رییس جمهور می خواهد که اولاکی بمیرد و من هم می خواستم که او بمیرد زیرا به من گفته بودند که او امنیت کشور را به خطر انداخته است. من نمی دانستم که قانون اساسی ما مردم را پوشش می دهد؛ حتا کسی که به خیانت متهم هستند حق این را دارند که اصلاح شوند.

کشتن اولاکی و پسرش، هنوز برایانت را عذاب می دهد. اولاکی جوان، عبد الرحمان، از خانه فرار کرده بود تا بتواند پدرش را که سه سال از آخرین ملاقاتش با وی می گذشت، پیدا کند. اما قبل از این که او بتواند پدرش را پیدا کند، اولاکی پدر، کشته شده بود. دو هفته بعد عبد الرحمان هم در یک حمله جداگانه، در حالی که با دوستانش غذا می خورد کشته شد. کاخ سفید هرگز درباره این حملات توضیح نداده است.

برایانت می گوید: «هیچ روزی نمی گذرد مگر این که من به این دو نفر فکر می کنم. پسر شبیه کسی نبود که بخواهد عملیات انتحاری انجام دهد یا بخواهد بمیرد. فقط شبیه کسی بود که دلش برای پدرش تنگ شده است….»

در ماه می، اوباما گزارش داد: «مخفی کاری در حد نیاز، می تواند دولت را از موشکافی های عمومی که عملیات های نظامی می طلبد، مصون نگه دارد. ممکن است یک رییس جمهور و تیمش مجبور شوند برای همه تروریست ها از پهبادها استفاده کنند.»

اوپراتور سابق پهباد می گوید: «این مسأله واقعاً اتفاق افتاده است. با توجه میزان وابستگی دولت به حملات پهبادی و این که این حملات چقدر به اطلاعات غیر انسانی وابسته هستند، مقامات رسمی ممکن است برنامه مکان یابی را خیلی بیش از آن که نیاز دارند استفاده کنند. من نمی دانم اگر اوباما بفهمد که این برنامه ها چقدر ممکن است دچار اشتباه شوند، باز هم اجازه این گونه حملات را می دهد یا نه؟»

به هر حال، اوباما چه نسبت به خطاهای برنامه قتل های مورد هدف قرار گرفته شده آگاه باشد و چه نباشد، خودش و مشاوران ارشدش تصریح کرده اند که عملیات های پهبادی تحت نظارت مستقیم خودش انجام می شوند و کاملاً مسئولیتش را پذیرفته است. اوباما یک بار به دستیارانش گفته است که انگار من در کشتن انسان ها خیلی استعداد دارم.»

به اشتراک بگذارید:

یک دیدگاه